تبليغاتX
کلبه عاشقونه من

کلبه عاشقونه من

سيب سرخي رابه من بخشيد و رفت،برعشق من خنديد ورفت اشك درچشمان سردم حلقه زد،بي مروت گريه ام راديدورفت

 

 برات 10 تا شاخه می فرستم 9 تا طبیعی 1 عدد  از اونها مصنوعی اینو بدون که تا آخرین گل خشک بشه دوستت دارم.

عشق یعنی...!

عشق یعنی انتظار و انتظار

عشق یعنی هرچه بینی عکس یار

عشق یعنی دیده بر در دوختن

عشق یعنی در فراغش سوختن

عشق یعنی لحظه های التهاب

عشق یعنی لحظه های ناب ناب

عشق یعنی با پرستو پر زدن

عشق یعنی آب بر آذر زدن

 عشق یعنی...!

عشق یعنی ,سوز نی , آه شبان

عشق یعنی معنی رنگین کمان

عشق یعنی شاعری دل سوخته

عشق یعنی آتشی افروخته

عشق یعنی با گلی گفتن سخن

عشق یعنی خون لاله بر چمن

عشق یعنی شعله بر خرمن زدن

عشق یعنی رسم دل بر هم زدن

عشق یعنی یک تیمم,یک نماز

عشق یعنی عالمی راز و نیاز

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت 22:34  توسط pariye.naze.koochooloo  | 

اون که نخواست پیشم باشی خودش باید صبرم بده خدا گرفتی عشقمو جواب قلبمو بده

 

دل در دست محبوبی گرفتار

 و سر در کوچه باغی بر سر دار

از این بیهوده گردیدن چه حاصل ؟

پیاده می شوم ، دنیا نگهدار

 

 

 

از پنجره نگاه بکن آره اون میاد               درسته بی وفاست ولی  باید بیاد

 میدونه دلم براش بدجوری تنگ شده           ولی نمیدونم دل اون چرا از سنگ شده

 غم دوریش کم بودش حالا بی وفا شده           نه یه زنگی نه تماسی آره بی رنگ شده

 آخه من چکار کنم با این دل بهونه گیر              ای خدا کمک بکن برو ای دل بمیر

 تو چرا سنگ نشدی میونه این همه  سنگ            میدونم دوسش داری مثل یه احصاصه قشنگ

آخه دوست داشتنیه مثل لیلا میمونه                     دل من شیدادییه مثل مجنون میمونه

فدای نازش بشم این نازش کشته مارو                  حالا که عاشق شدم می خواد بگه از پیشم برو

خدایا این احصاصمو از دلم نگیر                     ولی خصلت بدو از دل یارم بگیر

آخه گناهم نداره همش تقصیره منه  زود دل می بندم               زود عاشق میشم اینم میشه گفت یه جوری گناهه منه

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم مرداد 1388ساعت 19:12  توسط pariye.naze.koochooloo  | 

مرگت را ببينم

آرزو دارم كه مرگت را ببينم

                                 بر مزارت دسته هاي گل بچينم

آرزو دارم ببينم پر گناهي

                                 مرده اي در دوزخي و رو سياهي
جاي اينكه عاشق زار تو باشم

                                 آرزو دارم عزا دار تو باشم
جاي اين كه عاشق زار تو باشم

                                 آرزو دارم عزا دار تو باشم

بهتر از هر عاشقي نازت كشيدم

                                 در عوض نامردمي ها از تو ديدم

هر كجايي راه خوش بختي نيابي

                                 راحت و بي دق دقه هرگز نخوابي

هر كجايي آب خوش هرگز ننوشي

                                 يا لباس عافيت هرگز نپوشي

جاي اينكه عاشق زار تو باشم

                                  آرزو دارم عزا دار تو باشم

اي چپاول گر تو اي وحشي تر از وحش

                                  وحشيانه هم بميري گر كني صبر

عاشقم كردي و رفتي از كنارم

                                   رنگ پایزی کشیدی بر بهارم

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم تیر 1388ساعت 0:29  توسط pariye.naze.koochooloo  | 

اي بسته به تارو پودم من لايق عشق تو نبودم عشقي که نهفته در دلم بود در راه محبت تو کم بود

آغوش پارکينگي است که جريمه ندارد !!! بوسه تصادفي است که خسارت ندارد !!! . . . . . چيه دنبالم راه افتادي !؟

دختره از پسره پرسيد من خوشگلم؟گفت نه .گفت دوستم داري؟گفت نوچ؟گفت اگه بميرم برام گريه ميکني؟ گفت اصلا؟دختره چشماش پر از اشک شد. هيچي نگفت:پسره بغلش کرد گفت:تو خوشگل نيستي زيبا ترين هستي.تورودوست ندارم چون عاشقتم. اگه تو بميري برات گريه نميکنم چون من هم می میرم

 

می بخشمت بخاطر تمام خنده هایی که از صورتم گرفتی...بخاطر تمام خنده هایی که به صورتم نشاندی نمی بخشمت به خاطر دلی که برایم شکستی...بخاطر احساسی که برایم پرپر کردی...نمی بخشمت بخاطر زخمی که بر وجودم نشاندی...بخاطر نمکی که بر زخمم گذاشتی...و می بخشمت بخاطر عشقی که بر قلبم حک کردی

 

سنگ قبر من بنويسـيد خسته بود اهــل زمين نبود نـمازش شــكســته بود بر سنگ قبر من بنويسيد شيشه بود تـنها از اين نظر كه سـراپا شـكســته بود بر سنگ قبر من بنويســـــــيد پاك بود چشمان او كه دائما از اشك شسـته بود بر سنگ قبر من بنويســيد اين درخت عمري براي هر تبر و تيشه، دســــته بود بر سنگ قبر من بنويســــــيد كل عمر پشت دري كه باز نمي شد نشسته بود

گفتي عاشقمي، گفتم دوستت دارم. گفتي اگه يه روز نبينمت ميميرم، گفتم من فقط ناراحت ميشم. گفتي من بجز تو به كسي فكر نمي كنم، گفتم اتفاقا من به خيلي ها فكر مي كنم. گفتي اگه بري با يكي ديگه من خودمو مي كشم، گفتم اما اگه تو بري با يكي ديگه، من فقط دلم ميخواد طرف رو خفه كنم. گفتي ... ، گفتم... . حالا فكر كردي فرق ما اين هاست؟ نه! فرق ما اينه كه: تو دروغ گفتي، من راستش

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 19:13  توسط pariye.naze.koochooloo  | 

محبت

 

       

 نام تو را آورده ام دارم عبادت می کنم

                                                                 گرد نگاهت گشته ام دارم زیارت می کنم

              دستت به دست دیگری از این گذشته کار من

                                                                 اما نمی دانم چرا دارم حسادت می کنم

              گفتی دلم را بعد از این دست کس دیگر دهم

                                                         شاید تو با خود گفته ای دارم اطاعت می کنم

              رفتم کنار پنجره دیدم تو را . بگذریم

                                                            چیزی ندیدم این چنین دارم رعایت می کنم

              من عاشق چشم توام تو مبتلای دیگری

                                                          دارم به تقدیر خودم چندیست عادت می کنم

              تو التماسم می کنی جوری فراموشت کنم

                                                              با التماس اما تو را به خانه دعوت می کنم

             گغتی محبت کن برو باشد خداحافظ ولی

                                                                رفتم که تو باور کنی دارم محبت می کنم

*************

 

گفتی كه مرا دوست نداری گله ای نیست

بین من و عشق تو ولی فاصله ای نیست

گفتم كه كمی صبر كن و گوش به من كن

گفتی كه نه باید بروم حوصله ای نیست

پرواز عجب عادت خوبیست , ولی حیف

تو رفتی و دیگر اثر از چلچله ای نیست

گفتی كه كمی فكر خودم باشم و آن وقت

جز عشق تو در خاطر من مشغله ای نیست

رفتی تو , خدا پشت و پناهت به سلامت

بگذار بسوزد دل من , مساله ای نیست

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388ساعت 18:54  توسط pariye.naze.koochooloo  | 

زيبا ترين گل با اولين باد پاييزي پرپر شد . با وفا ترين دوست به مرور زمان بي وفا شد . اين پرپر شد ن از گل نيست از طبيعت است و اين بي وفايي از دوست نيست از روزگار است...

دوستت داشتم ...يادت هست ؟ ...گفتم دوستت دارم ...و تو گفتي كوچكي براي دوست داشتن ....رفتم تا بزرگ شوم ...اما انقدر بزرگ شدم كه يادم رفت دوستت داشتم.

غروب شد....خورشید رفت ....افتابگردان دنبال خورشید می گشت ... ناگهان ستاره ای چشمک زد .. افتابگردان سرش را پایین انداخت اری گلها هرگز خیانت نمی کنند

تا حالا از گرمای خورشید ناراحت شدی ؟!
من هیچ وقت ناراحت نمیشم چون تو آتش عشق تو سوختم...

كاش 1000 بار نوشتن دوستت دارم جريمه ي مدرسه ام بود

شراب را دوست دارم چون رنگ خون است خون را دوست دارم چون در رگ جريان دارد رگ را دوست دارم چون به قلب راه دارد قلب را دوست دارم چون جايگاه توست...

اگر كليد قلبي را نداري قفلش نكن اگر خداحافظي در راه است سلام نكن اگر دستي را گرفتي رهايش نكن...

براي پخته شدن كافيست كه هنگام عصبانيت از كوره در نرويد.

اگر رفتم تو يادم کن. اگر مردم تو خاکم کن. اگر ماندم در اين دنيا، به مهر خود تو شادم کن.

زندگی را دوست دارم نه در قفس. عشق را دوست دارم نه در هوس. تو را دوست دارم تا آخرین نفس...

چقدر سخت است گل آرزوهايت را در باغ ديگری ببينی و هزار بار در خودت بشکنی و آن وقت آرام زير لبت بگويی: گل من باغچه ی نو مبارک

آنکه می‌خواهد روزی پريدن آموزد، نخست می‌بايد ايستادن، راه رفتن، دويدن و بالارفتن آموزد. پرواز را با پرواز آغاز نمی‌کنند

آنگاه كه با دستانت واژه عشق را بر قلبم نوشتي سواد نداشتم اما به دستانت اعتماد داشتم حال سواد دارم اما ديگر به چشمان خود اعتماد ندارم...

مهموني يه تو آسمون... خدا مي خواد قشنگ ترين فرشته رو انتخاب كنه ولي اون به اين جشن نمي رسه ... چون داره اين پيغامو مي خونه

اگر بگریم گویند که عاشق است
اگر بخندمگویند که دیوانه است
پس می گریم و می خندم
که بگویند یک عاشق دیوانه است

به چشمانت بياموز که هر کسي ارزش ديدن ندارد....
به دستانت بياموز که هر گلي ارزش چيدن ندارد....
به قلبت بياموز که هر بي سرو پايي در ان جايي ندارد....
به دلت بياموزاگه روزي تنها ماندطلب عشق زهربي سرو پايي نکند ....

اگر كسي را دوست ميداري تركش كن. اگر قسمت تو باشد باز ميگردد. اگر هم باز نگشت يعني به تو تعلق نداشت. پس همان بهتر كه رفت

آنكه هر روز هوس سوختن ما مي كرد
كاش امروز بود تماشا مي كرد!

گفتی ستاره موندنیست دیدی ستاره هم شکست؟!
عهدی میون ما نبود عهد نبسته هم گسست . . .

افسوس که عشق جاودانه نیست.عشق گل سرخیست که طاقت طوفان را ندارد. عشق یک خاطره سبز است که از آمدن پاییز میترسد

آفتابگردان دنبال خورشيد مي گشت ، ناگهان ستاره اي چشمك زد..آفتابگردان سرش را پايين انداخت آري...گلها هيچ وقت خيانت نمي كنند

هر كسي هم نفسم شد دست آخر قفسم شد. من ساده به خيالم كه همه كار و كسم شد. اون كه عاشقانه خنديد خنده هاي من دزديد زير چشمه مهربوني خواب يك توطئه ميديد

لحظه ها گذرا و خاطرات ماندگارند حاضرم تمام هستيم را بدهم تا لحظه ها ماندگار و خاطرات گذرا شوند...

زندگي زيباست نه به زيبايي حقيقت.حقيقت تلخ است نه به تلخي جدايي..جدايي سخت است نه به سختي تنهايی

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 23:38  توسط pariye.naze.koochooloo  | 

لذتي که در فراق هست در وصال نيست چون در فراق شوق وصال هست و در وصال بيم فراق

داستان غم انگيز زندگي اين نيست که انسانها فنا مي شوند ، اين است که آنان از دوست داشتن باز مي مانند

*********************************************

عشق هرگز قادر به تملک نیست. عشق آزادی بخشیدن به دیگری است. هدیه ای نامشروط است، عشق معامله نیست

*********************************************

اي كاش آشنائيها نبود يا به دنبالش جدائي ها نبود
يا مرا با او نمي كردي آشنا يا مرا از او نمي كردي جدا

*********************************************

مي رسد روزي كه بي من روزها رو سر كني
مي رسد روزي كه مرگ رو باور كني
مي رسد كه تنها در كنار قبر من شعر هاي كهنه ام رامو به مو از بر كني

*********************************************

اگر رفتم تو يادم کن. اگر مردم تو خاکم کن. اگر ماندم در اين دنيا، به مهر خود تو شادم کن

*********************************************

خدايا او را كه در تنها ترين تنهاييم تنهاي تنهايم گذاشت در تنها ترين تنهاييش تنهاي تنهاييش نگذار...

*********************************************

آنگاه كه با دستانت واژه عشق را بر قلبم نوشتي سواد نداشتم اما به دستانت اعتماد داشتم حال سواد دارم اما ديگر به چشمان خود اعتماد ندارم...

*********************************************

روزگاري يك تبسم يك نگاه بهتر از گرماي صدآغوش بود اين زمان بر هر كه دل بستم وليك آتش آغوش او خاموش بود

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم فروردین 1388ساعت 18:47  توسط pariye.naze.koochooloo  | 

 

کوير خشک دلمون ديگه زده هزار ترک غم ديگه بسه نازنين هرکي نمونده به درک

خورشيد تابانم تويي عشق پريشانم تويي آبي آسمانم تويي رنگ بي پايانم تويي همدم تنهايي من ياد و غمخوارم تويي يار هميشگي من عشق و دنيايم تويي گر نباشي من نيستم چون که هستي ام تويي

دلم از نرگس بيمار تو بيمارتر است چاره كن درد كسى كز همه ناچارتر است من بدين طالع برگشته چه خواهم کردن كه ز مژگان سياه تو نگون سارتر است گر تواش وعده ديدار ندادى امشب پس چرا ديده من از همه بيدارتر است؟ هر گرفتار كه در بند تو می نالد زار مى برد حسرت صيدى كه گرفتارتر است عقل پرسيد كه دشوارتر از مردن چيست عشق فرمود فراق از همه دشوارتر است

اگه عاشق شدن يارب گناه است دل عاشق شكستن صد گناه است

دلم خوش بود از ان روزی که در شطرنج دلت شاه عشق بودم اما تو با ان رخ زیبایت ماتم کردی

در دنیا دنبال سه چیز مرو 1-دنبال قطار 2-دنبال اتوبوس 3-دنبال دختر چون پس از اولی دومی خواهد آمد

جدایی را من نکردم خدا کرد نمی دانم کدام ناکس دعاکرد

در تنهاترين تنهاييم تنهاي تنهايم گذاشتي . الهي تنهاترين تنها كست در تنها ترين تنهاييت تنهاي تنهايت گذارد.

عشق می ورزیم چرا که او نخست به ما عشق ورزید چرا که خدا عشق است

فقط موجهای دریا هستند که عاشقن آره فقط اونا هستن با اینکه میدونن اگر برسن به ساحل میمیرن بازم بیقرار رسیدن

فرشتگان روزی از خدا پرسیدند : بار خدایا تو که بشر را اینقدر دوست داری غم را چرا آفریدی؟ خداوند گفت:غم را بخاطر خودم آفریدم چون این مخلوق من که خوب می شناسمش تا غمگین نباشد به یاد خالق نمی افتد

براي عشق تمنا كن ولي خار نشو


براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن.


براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير.


براي عشق زندگي كن ولي عاشقانه زندگي كن.


آبی تر از آنیم که بی رنگ بمیریم
از شیشه نبودیم که با سنگ بمیریم
تقصیر کسی نیست که اینگونه غریبیم
شاید که خدا خواست که دلتنگ بمیریم 

آسمون به ماه میگه: عشق یعنی چی؟
ماه میگه: یعنی اومدن دوباره‌ی تو
ماه میگه؟ تو بگو عشق یعنی چی؟
آسمون میگه : انتظار دیدن تو 

زندگی گفت که آخر چه بود حاصل من؟ عشق فرمود تا چه گوید دل من,عقل نالید کجا حل شود مشکل من , مرگ خندید در خانه ی ویرانه ی من.

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم فروردین 1388ساعت 21:39  توسط pariye.naze.koochooloo  |